قلم شیدا | باد هم کم نکند سوز دل صحرا را
مقالات
اشعار
تصاویر
احادیث

اشعار مهدوی

باد هم کم نکند سوز دل صحرا را

باد هم کم نکند سوز دل صحرا را

باد هم کم نکند سوز دل صحرا را
قطره ای عشق به آتش بکشد دریا را


از غم عشق تو ای دوست ببین جان به لبم
فرصتی نیست دگر وعده مده فردا را


بچشان ذره ای از لعل لبت بر لب من
تا معلم بشوی بر دل من اسما را


چهره ی ماه تو را گر که نبینم کورم
ورنه بینا به کجا گم بکند پیدا را


یا که جانم بستان یا به وصالت برسان
اعتنایی بنما بیش مسوزان ما را


ساقی از فیض تو شد عالم امکان آباد
من خرابم چه کنم از می عشقت یارا


این عجب نیست که بی دیدن تو مجنونم
ذکر اوصاف تو مجنون بکند لیلا را


قطره ای اشک که از چشم خمارت آید
همچو آواز زند بر سر من دنیا را


این ترک خورده دلم ،وحشت این را دارد
که بمیرد و نبیند پسر زهرا را


مهدی پناهی

نظرات

ارسال نظر