قلم شیدا | نگران است چشم عاشق ما
 
مقالات
اشعار
تصاویر
احادیث

شهادت امام جعفر صادق (ع)

نگران است چشم عاشق ما

نگران است چشم عاشق ما

نگران است چشم عاشق ما
غرق شبنم شده شقایق ما
به کجا می برند نیمه ی شب
پابرهنه امام صادق ما
در نماز شب است آقامان
یا که مشغول خواندنِ قرآن
کاش می شد کمی نگه دارید
حرمت موی او مسلمانان
دشمنِ آل مرتضی هر بار
می رسد تا به اهل بیت انگار
یا لگد می زند به در، یا که
می پرد بی اجازه از دیوار
مگر اهل کجاست ابن ربیع
اینقدر بی حیاست ابن ربیع
چه شنیده است از لبِ آقا
به لبش ناسزاست ابن ربیع
حرمت پیر ما شکسته شده
دست حیدر دوباره بسته شده
باز کوچه، کشان کشان بردن...
او از این اتفاق خسته شده
او از این کوچه ها حذر دارد
از دل ِمرتضی خبر دارد
به عیالش بگفت با اصرار
پی او آمدن خطر دارد
قلب تاریخ گرچه شرمنده است
از غمی جانگداز آکنده است
ای زنان حرم بگوش! بگوش!
کوچه های مدینه لغزنده است
در همین کوچه یا حوالی آن
شد لگد مالِ دشمنان، قرآن
در همین کوچه بود با سیلی
گم شده گوشوارِ مادرمان

شاعر : امیر عظیمی

نظرات

ارسال نظر