قلم شیدا | معنای لغوی و اصطلاحی امام و امامت
 
مقالات
اشعار
تصاویر
احادیث

مبانی امامت

معنای لغوی و اصطلاحی امام و امامت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و بذکر ولیه مولانا صاحب العصر والزمان (عج)

 

قال موسی بن جعفر (ع) :((يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ (ع) وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏))(1)

امام کاظم علیه السلام به هشام می فرمایند :براستی خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت عیان و حجت نهان،حجت عیان رسولان و پیغمبران و امامانند (ع) و حجت درونی و نهان عقل است .

شناخت دین بر دو پایه استوار است :عقل و نقل ،عقل بشر محدود است و به تمام مسائل قابلیت پاسخ گویی ندارد. به طور مثال به ما می گوید : از کسی که به شما نعمتی را می دهد تشکر کن ولی چگونگی تشکر را بیان نمی کند.نقل از کتاب و سنت تشکیل شده است .قرآن کریم کلیات را بیان می کند و تفسیر و بیان جزئیات را به سنت واگذار کرده است که سنت همان روایات و گفته های حضرت رسول (ص) می باشد.

مبحث امامت و ولایت الهی از مهمترین اصول اسلامی است و بنا به گفته امام باقر (ع) یکی از مهمترین و بلکه مهمترین اصل است که امام باقر (ع) میفرمایند:  (( بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ.))(2)

اسلام بر 5 پایه بنا شده است :نماز ،زکات، روزه، حج و ولایت وبه هیچ چیزی به اندازه ولایت سفارش نشده است .و همچنین خداوند متعال برای هر امتی بعد پیامبرشان امتحانی قرار داده است که امتحان امت اسلامی امامت و ولایت امیرالمومنین و فرزندان ایشان علیهم السلام بوده است.

لهذا بر آن شدیم تامباحث امامت و ولایت را در منابع اهل سنت و شیعه مورد بررسی قرار دهیم.

در اولین قدم معنای لغوی و اصطلاحی امام را در کتب اهل سنت و شیعه بررسی خواهیم کرد تا برای ما مشخص شود امام و جایگاهی تحت عنوان امامت به چه معنایی است و در آینده مباحث گوناگونی را از قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم (ص) برای اثبات ولایت الهی امیرالمومنین (ع) از جانب خداوند متعال نقل خواهیم کرد.

معناي لغوي امام

 

1-إسماعيل بن حماد جوهري درکتاب (( الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية)) معناي «امام» را اینگونه گفته است:

((الإمام الذي يقتدي به، وجمعه أيمة))(3)

امام كسي است كه به او اقتدا مي شود و جمع امام، ائمه است.


لغت ((امام)) ، از ریشه ((اَمَّ،یؤم، إِمامه)) مي باشد وبه معنای پیشوا و کسی است که به او اقتدا می شود .

2-ابن منظور که يكي از لغت نگاران معروف است در کتاب ((لسان العرب)) ، واژه ((اَمَّ)) را اینگونه معنی می کند :

(والأَمُّ: القَصْد

والأَمُّ: العَلَم الذي يَتْبَعُه الجَيْش)

قصد يا نشانه اي كه لشكريان در جنگ از آن پيروي مي كند .

و همچنین می گوید:

(وأَمَّ القومَ وأَمَّ بهم:تقدَّمهم وهي الإِمامةُ والإِمامُ : كل من ائتَمَّ به قومٌ كانوا علي الصراط المستقيم أَو كانوا ضالِّين.) (4)

امامت كرد قوم را و قوم به او اقتداء كرد. يعني؛ قوم او را جلو انداخت و اين همان امامت است. و امام هر آن كسي است كه گروهي به او اقتدا كرده است، چه اين كه آن قوم به راه راست و استوار باشند يا گمراه.

(الإِمامُ ما ائْتُمَّ به من رئيسٍ وغيرِه والجمع أَئِمَّة وفي التنزيل العزيز فقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفْر أَي قاتِلوا رؤساءَ الكُفْر وقادَتَهم الذين ضُعَفاؤهم تَبَعٌ لهم)

امام كسى است كه به او اقتدا مى شود، مانند رئيس و غيره، در قرآن مى فرمايد: با امامان كفر نبرد كنيد، مقصود سران كفر و زمامداران آنها است كه افراد مستضعف تابع آنها مى باشند.

آنگاه مى گويد:

(إمام كلّ شىء قيِّمُه والمصلح له والقرآن إمام المسلمين...)(5)

امام هر چيز، كسى است كه قائم به امور او و اصلاح كننده ى كارهاى اوست و قرآن امام مسلمانان است.

 

3- زبيدي در کتاب (( تاج العروس من جواهرالقاموس)) :

 

(والإمامُ بالكَسْرِ : كُلّ ما ائْتَمَّ به قوم من رَئيسٍ أو غَيْره ، كانوا على الصِّراط المستقيم أو كانوا ضالِّينَ)(6)

امام هر آن كسي است كه گروهي به او اقتدا كرده است مانند رئيس و غيره ، چه اين كه آن قوم به راه راست و استوار باشند يا گمراه.

 

4- ابن فارس در کتاب(( معجم مقاييس اللغة)) مى گويد:

(الإمام:كلّ من اقتدى به وقدم فى الأُمور،و النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) إمام الأئمّة والخليفة إمام الرعية والقرآن إمام المسلمين)(7)

امام كسى است كه به آن اقتدا شود و در كارها مقدم گردد، پيامبر امام امامان و خليفه امام رعيت، و قرآن امام مسلمانان است.

 

5- و در آخر راغب اصفهاني يكي از واژه شناسان قرآني در كتاب ((المفردات))، «امام» را اين گونه تعريف مي كند:

(والإمام المؤتم به إنسانا كأن يقتدي بقوله أو فعله ، أو كتابا أو غير ذلك محقا كان أو مبطلا وجمعه أئمة)(8)

امام آن چيزي است كه مورد اقتدا واقع مي شود چه اين كه آن شيء مورد اقتداء، انسان باشد كه به گفتار، يا رفتار او اقتداء شود، يا كتاب و يا غير آن باشد. اعم از اين كه آن امام بر حق باشد و يا بر باطل و جمع امام ائمه مي آيد.

 

نتیحه گیری : طبق تعاریفی که در بالا از لغت نگاران معروف دیدیم واژه امام یک کلمه کلی می باشد که مردم به آن اقتدا می کنند و اورا به عنوان پیشوا و جلودار قرار می دهند و بر طبق بیان ((ابن منظور)) جایگاهی که امام در آن قرار می گیرد و امر هدایت را به عهده می گیرد امامت است .

از نظر راغب اصفهانی امام آن چيزي است كه مورد اقتدا واقع مي شود چه اين كه آن شيء مورد اقتداء، انسان باشد كه به گفتار، يا رفتار او اقتداء شود، يا كتاب و يا غير آن باشد.همچنین امام می تواند به حق یا بر باطل باشد که ما در قرآن کریم آیاتی را داریم که این مطلب را صراحتا بیان می کند:

 

1.وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإيتاءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدينَ. (9)

 

و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى ‏كردند، و انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم، و آنان فقط پرستش كنندگان ما بودند.

 

2.وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ.  (10)

 

و آنان را [به كيفر طغيانشان‏] پيشوايانى كه دعوت به آتش مى ‏كنند قرار داديم، و روز قيامت يارى نمى ‏شوند.

 

 

 آیه اول امامی که به حق است را بیان می کند و آیه دوم امامی که بر باطل است و هدایت به آتش می کند را بیان می کند.

 

معناي اصطلاحي امامت

حال به بررسی معنای اصطلاحی واژه امامت از نظر بزرگان شیعه و سنی می پردازیم:

1- نزد متکلمان تشیع :

 

1-1 شريف مرتضي درکتاب ((الشافي في الامامة)) «امامت» را اين گونه تعريف كرده است:

((الإمامة رئاسة عامة في أمورالدنيا والدين))(11)

امامت رياست عام و فراگیر در امور ديني و دنيايي است.

 

 2-1 محقق حلي اين گونه آورده است:

((الإمامة رئاسة عامة لشخص من الأشخاص بحق الأصل لا نيابة عن غير هو في دار التكليف.))(12)

امامت رياست عام و فراگير ديني است كه اصالتاً و ابتداءً براي شخص ثابت است، نه اينكه از سوي ديگري و به نمايندگي از شخصي كه در اين دنيا زندگي مي كنند ثابت شود.

 

 3-1 ابن ميثم بحراني نيز مي نويسد:

((الإمامة رئاسة عامة لشخص من الناس في أمور الدين والدنيا.))(13)

امامت عبارت است از رياست عامه براي شخصي از مردم در امور دين و دنياي آنها.

 

4-1 اینک گفته علامه حلي از علمای بزرگ شیعه را می خوانیم :                    

((الإمامة رئاسة عامة في أمور الدين والدنيا لشخص من الأشخاص نيابة عن النبي (صلي الله عليه وآله).))

امامت به [معنای] رياست عمومی در امور دين و دنیا براي شخصي از اشخاص به نيابت از پیامبر (ص) است.

فاضل مقداد رحمه الله در شرح این عبارت ، واژه ((انسانی)) را به ((شخص)) اضافه می کند و می نویسد :

الإمامة رئاسة عامّة في امور الدين والدنيا لشخص إنساني؛

امامت [به معنای] ریاست عمومی در امور دین و دنیا برای یک انسان است.

وی پس از این تعریف می گوید :


وزاد بعض الفضلاء في التعريف: «بحقّ الأصالة» وقال في تعريفها: الإمامة رئاسة عامة في امور الدين والدنيا لشخص إنساني بحق الأصالة. واحترز بهذا عن نائب يفوّض إليه الإمام عموم الولاية، فإنها رئاسة عامة لكن ليست بالأصالة. والحق: إن ذلك يخرج بقيد العموم، فإن النائب المذكور لا رئاسة له على إمامه، فلا تكون رياسته عامة.

برخی  از فضلاء [قید] بحقّ الأصالة را در تعریف امامت اضافه کرده و در تعریف آن گفته اند: ((امامت [به معنای] ریاست عمومی در امور دین و دنیا برای یک انسان است به اصالت )).[این گروه] با این قید خواسته اند نائبي را که ولایت عمومی از سوی امام به وی تفویض شده است از تعریف خارج سازند ؛ چرا که [معتقدند] ریاست نائب هم عمومی است؛اما اصالت ندارد.

و در نهایت می فرماید:
ومع ذلك كلّه: فالتعريف ينطبق على النبوة، فحينئذ يزاد فيه: بحق النيابة عن النبي صلّى الله عليه وآله وسلّم أو بواسطة بشر(14)

با همه اینها ،این تعریف بر نبوت منطبق است؛پس در اینجا[قید] ((نیابت از پیامبر)) یا ((به واسطه بشر)) را به تعریف می افزایند.

 

2- نزد متکلمان اهل سنت :

 

1-2 ماوردي در كتاب ((الأحكام السلطانية والولايات الدينية))، وظيفه امام را نگهباني برنامه هاي دين و تدبير امر دنياي مردم مي داند:

((الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا))(15)

امامت، به عنوان جانشيني از رسول خدا و به منظور حراست از دين و سياست دنيا وضع شده است.

 

2-2 سعد الدين تفتازاني از علماي اهل سنت در کتاب ((شرح المقاصد في علم الكلام)) امامت را اين گونه تعريف میکند :

((الإمامة رئاسة عامة من أمر الدين والدنيا خلافة عن النبي صلي الله عليه وسلم.))(16)

امامت: عبارت است از رياست فراگير در امور دين و دنيا، و جانشيني از رسول خدا صلّي الله عليه وآله.

 

3-2 تفتازانی در ادامه نظر فخررازي را نقل می کند:

((وقال الإمام الرازي: هي رياسة عامة في الدين والدنيا لشخص واحد من الأشخاص.))(17)

امام رازي گفته است: امامت رياست عام در امور ديني و دنيايي است كه براي يك شخص از افراد بشر، ثابت است.

 

4-2 قاضی ایجی نیز در ابتدای باب امامت کتاب ((المواقف))  می نویسد:

ولابدّ من تعريفها أوّلا:
قال قوم: الإمامة رياسة عامة في امور الدين والدنيا، ونقض بالنبوة.


والأولى أن يقال: هي خلافة الرسول في إقامة الدين بحيث يجب اتباعه على كافة الأمّة. وبهذا القيد يخرج من ينصبه الإمام في ناحية والمجتهد والآمر بالمعروف;

 

در ابتدای امر ناگزیر از تعریف آن هستیم، قومی گفنه اند :امامت به معنای ریاست عمومی در امور دین و دنیاست [این تعریف] با نبوت نقض می شود و بهتر است که گفته شود :امامت جانشینی پیامبر است در برپا داشتن دین،از آن جهت که تبعیت از امام بر همه امت واجب است و با این قید، آن که امام را در نقطه ای منصوب کرده و نیز مجتهد وآمر به معروف از دایره این تعریف خارج می شود.(18)

براساس این تعریف امام باید معصوم باشد چرا که وجوب اطاعت مطلق با عدم عصمت ناسازگار است.

فخر رازی هم ذیل آیه (أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) به این موضوع تصریح می کند و می نویسد : إن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم في هذه الآية، ومن أمر الله بطاعته على سبيل الجزم والقطع لابد وأن يكون معصوماً عن الخطأ، إذ لو لم يكن معصوماً عن الخطأ كان بتقدير إقدامه على الخطأ يكون قد أمر الله بمتابعته، فيكون ذلك أمراً بفعل ذلك الخطأ، والخطأ لكونه خطأ منهي عنه، فهذا يفضي إلى اجتماع الأمر والنهي في الفعل الواحد بالاعتبار الواحد، وإنّه محال ؛

خدای تعالی به طور حتم در این آیه به اطاعت از اولی الامر دستور داده است و هر کس که خداوند به طور حتم و بصورت قطعی به اطاعت از او امر کرده باشد ،ناگزیر باید از خطا معصوم باشد زیرا چنان چه وی از خطا معصوم نباشد ،آن خطا به دلیل انجام اولو الامر،امری است که خداوند به متابعت آن دستور داده است واین موضوع به معنای دستور  به انجام آن خطاست، و خطا از آن رو که خطاست مورد نهی قرار گرفته است ؛ پس این موضوع به اجتماع امر و نهی در فعل واحد و به اعتبار واحد منجر می شود وآن محال است .

بر اساس تعریف ایجی از امامت، امام باید معصوم باشد ؛ زیرا روشن است که عصمت لازمه وجوب طاعت است ،چنان که فخر رازی به این امر اعتراف کرده است .

اما تعریف قاضی ایجی از امامت دچار اشکال است ،زیرا ((وجوب طاعت)) از لوازم امامت و آثار وجودی امام است و داخل کردن اثر در تعریف خلاف قاعده است .

به هر حال تا اینجا روشن شد که تعریف امامت نزد شیعه و اهل سنت مشترک است و متکلمان شیعه و سنی در محور های اصلی تعریف اتفاق دارند.تفاوت هایی هم در جزییات وجود داشت که ضمن طرح دیدگاه های مختلف روشن شد .(19)

 

نتيجه گیری:

1- با بررسی دیدگاه هایی که در بالا آمد به این نتیجه می رسیم که: امامت رياست عام درامور دين و دنيا است و امام در هر دو مورد ذکر شده پیشوا است .ریاست در امور دین و دنیا به ابعاد وجودی امام اشاره دارد .چنان که وجود رسول خدا (ص) ذو وجوه است ،جانشین ایشان هم باید به مانند پیامبر دارای ابعادی ذو وجوه باشد ؛ از این رو باید به اموری از جمله :هدایت خلق،وساطت،فیض ،حفظ شریعت ،تعلیم احکام ،بسط عدالت ،اجرای حدود ،اقامه حکومت ،قضاوت ،تفسیر قرآن و کلام رسول خدا(ص) و تمام امور مربوط به دین و دنیا به امام مراجعه شود.

2- طبق نظر ابن میثم بحرانی  مقام امامت، تنها براي يك شخص ثابت است. (لشخص واحد من الأشخاص) یا (لشخص انسانی هم استفاده می شود )که در زمان واحد وجود دو امام ممکن نیست.خلیفه و جانشین پس از رسول خدا (ص) باید یک نفر باشد .اهل سنت هم خلافت بیش از یک نفر را در زمان واحد جایز نمی دانند و طبق نظر شیعه، انتخاب این فرد از طرف خداوند است.

3-طبق نظر محقق حلی مقام امامت براي امام، اصالة و از جانب خداوند است. (لشخص من الأشخاص بحق الأصل)؛

4-امام همان شؤون و وظائف پيامبر(ص) را بر عهده دارد. (نيابة عن النبي صلي الله عليه وآله).

5-اما تفاوت در اینجاست که امامت از ديدگاه اهل سنت  فقط يك مقام سياسي است كه دين را در مقابل هر گونه خطرات حراست كند؛ اما حق تشريع احكام ديني را ندارد؛ به همين جهت آنها عقيده دارند احکامی که از جانب خلیفه صادر می شود اجتهادی است واز جانب خداوند متعال نیست. در حالی که طبق ديدگاه شيعه،امام داراي حق تشريع از جانب خداوند است و معصوم از هرگونه خطا است.

6-خلیفه و جانشین پیامبر (ص) همه وظایف پیامبر را بر عهده دارد ؛ پس آن چه که برای   پیامبر معتبر است همگی-جز نبوت- برا خلیفه ایشان هم معتبر می باشد .به عبارت دیگر ((خلیفه)) کسی است که خلا فقدان رسول الله (ص) را پر می کند ، پس باید دارای جمیع ویژگی هایی باشد که رسول خدا (ص) واجد آنها بوده است . یکی از ویژگی های اساسی رسول خدا (ص) عصمت است ،پس جانشین هم باید معصوم باشد .

 

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان (ع)

 

منابع:

(1)الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل‏؛ ص16

(2)الكافي (ط - الإسلامية) ؛ج‏2 بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَامِ‏ ؛ ص18

(3)أبو نصر إسماعيل بن حماد الجوهري الفارابي(متوفاي393هـ)، الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية، ج5، ص1865، تحقيق: أحمد عبد الغفور عطار ، ناشر: دار العلم للملايين – بيروتالطبعة: الرابعة 1407 ه‍ - 1987 معددالأجزاء: 6

(4)محمدبن مكرم بن منظورالأفريقي المصري (متوفاي711هـ)، لسان العرب، ج12، ص22، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعةالأولي.عددالأجزاء : 15

(5)محمدبن مكرم بن منظورالأفريقي المصري (متوفاي711هـ)، لسان العرب، ج12، ص24، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعةالأولي.عددالأجزاء : 15

(6)محمّدبن محمّدبن عبدالرزّاق الحسيني،أبوالفيض،الملقّب بمرتضى،الزَّبيدي (متوفاي1205هـ)، تاج العروس من جواهر القاموس، ج31، ص243، تحقيق: مجموعة من المحققين،الناشردارالهداية.عددالأجزاء: 40

(7)أحمد بن فارس بن زكريا أبو الحسين (متوفاي395هـ)، معجم مقاييس اللغة ، ج1، ص28، ناشر: دار الفكر   المحقق: عبد السلام محمد هارون.عددالأجزاء : 6

(8)أبو القاسم الحسين بن محمد الراغب الإصفهاني (متوفاي502هـ)، المفردات في غريب القرآن، ص24، تحقيق محمدسيدكيلاني الناشردارالمعرفة مكان النشرلبنان عددالأجزاء1

(9)(سوره انبياء/ آیه 73)

(10)(سوره قصص/آیه 41)

(11)الشريف المرتضي، علي بن الحسين الموسوي (متوفاي436هـ)، الشافي في الامامة، ج1، ص5، تحقيق: لسيد عبد الزهراء الحسيني الخطيب، ناشر: مؤسسة إسماعيليان - قم، چاپ: الثانية1410

(12)المحقق الحلي، نجم الدين أبي القاسم جعفر بن الحسن بن سعيد (متوفاي676هـ)، المسلك في أصول الدين، ص306، تحقيق: رضا الأستادي، ناشر: مجمع البحوث الإسلامية، چاپخانه: مؤسسة الطبع التابعة للآستانة الرضوية المقدسة،- مشهد، چاپ: الثانية1421 - 1379 ش.

(13)البحراني، مثيم بن علي بن ميثم (متوفاي689هـ)، النجاة في القيامة في تحقيق أمر الإمامة، ص41، ناشر: مجمع الفكر الإسلامي، چاپخانه: مؤسسة الهادي - قم، چاپ: الأولي1417

(14)الحلي، أبي منصور جمال الدين الحسن بن يوسف (متوفاي726هـ)، النافع يوم الحشر في شرح الباب الحادي عشر، ص93و94، تحقيق: شرح: المقداد السيوري (وفاة 826هـ، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة الثانية 1417 - 1996م.

(15)الماوردي، أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب (متوفاي450هـ)، الأحكام السلطانية والولايات الدينية، ج1، ص3، دار النشر: دار ابن قتیبه -کویت –الطبعه الاولی 1409هـ- 1989م

(16)التفتازاني، سعد الدين مسعود بن عمر بن عبد الله (متوفاي791هـ)، شرح المقاصد في علم الكلام، ج2، ص272، ناشر: دار المعارف النعمانية - باكستان، الطبعة: الأولي، 1401هـ - 1981م.

(17)همان

(18)حسینی میلانی،سید علی،جواهرالکلام فی معرفة الامامة والامام،ج1،ص169(المواقف جلد3،ص574)

(19)حسینی میلانی،سید علی،جواهرالکلام فی معرفة الامامة والامام،ج1،ص170(تفسیر الرازی جلد10،ص144)

نظرات

علی

3 سال پیش

با سلام خیلی ممنون از زحماتتون خیلی وقت منتظر مقالات بعدی مبانی امامت هستم...

قلم شیدا

3 سال پیش

سلام .عرض ادب و احترام . ممنونیم از نظر شما به یاری امام عصر ع تحقیقات پیرامون امامت و ولایت در حال انجام است .به محض تکمیل بر روی سایت قرار خواهد گرفت .ان شاءالله

محمد

3 سال پیش

احسنت به شما خدا خیرتون بده لطفا مقالاتتون رو در مورد امامت ادمه بدین علی یارتون

قلم شیدا

3 سال پیش

سلام بله حتما ان شاءالله دعا بفرمایید ممنون از شما یا علی

ارسال نظر